عبد الله قطب بن محيى
365
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
اى بنده شرم ندارى كه خداوند غنى افتتاح به چنين بندهپرورى كرده و براى تو از عرش جلال نزول فرموده و تو بندهء محتاج بر بستر خواب مىكنى و از اين دست به آن دست مىگردى . نى نى شرمى بدار ، سر از بالين جهالت بردار ، از خواب غفلت بيدار شو ، اين چه جفا است ، اين چه نازكى است و اگر بيدار نشوى تو خود دانى كه او اگر چه كريم است نيز عزيز است ، اول با تو از روى كرم درآيد ، اگر از كرام باشى با كرم او بجوشى و اگر غير آن باشى در دستگاه او همه چيز هست و آلت همه كارى موجود است و آنجا معلوم باشد كه هر جانور را به چه مىبايد راند ، تازيانهء عذاب در روى تو بجنباند و به اكراه تو را برجهاند . هركجا زخم بايدت فرمود * گر تو مرحم نهى ندارد سود و بدان كه جبّار سماوات ، شديد البطش است و چنانچه آنجا مبدأ لطف و اكرام هست ، مبدأ قهر و انتقام نيز هست . زينهار كه آتش قهر او را برميفروز كه آنگاه به همهء آبهاى جهان آن آتش را نتوانى فرونشاند و چون آنجا مبدأ لطف و قهر هر دو هست ، نزد وى يكسان است ، اگر تو آن كنى كه سزاوار لطف شوى يا آن كنى كه سزاوار قهر شوى ، چه قضاى او متوجه انفاد لطف و قهر هر دو است . پس كار با تو افتاده ، اگر آن كنى كه سزاوار لطف شوى به لطف با تو عمل كند ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً « 1 » و اگر آن كنى كه سزاوار عنف شوى ، او را از آنچه باك كه قوّه او از مقاومت با تو عاجز نيست و اگر خشنود نيست به آنكه تو چيزى كنى كه سزاوار عنف شوى ، براى آن است كه رحمت او غالب است بر غضب او و براى نظر در حال تو است ، نه آنكه گمان برى كه ترجّح طاعت تو بر معصيت نزد او از آن است كه مباشرت تعذيب و انتقام مثمر تعبى و مشقتى است در حق او ، از اين جهت جانب طاعت نزد او ارجح است ، يا از آن جهت كه در طاعت مطيع او را زيادتى علوّ و
--> ( 1 ) . سوره نساء ، آيه 147 « اگر سپاس بداريد و ايمان آوريد ، خدا مىخواهد با عذاب شما چه كند و خدا همواره سپاسپذير [ حقشناس ] داناست » .